مي‌شد. او دانشگاه كوئيمبرا را تأسيس كرد، ولي علاقه‌ٴ وي به بهبود معنوي رعايايش به اشكال‌ مختلف ديگري هم نمايان شد. براي انجام يك چنين مأموريتي لازم نيست كه شخصي حتماً شاه باشد، چون ياكوب مايرلانت هم‌، كشيشي بيش نبود، به مفهوم كامل مربي همه‌ٴ مردم‌ هلندي زبان به‌شمار مي‌رفت‌.
مردي را براي آخر سر گذاشته‌ايم‌، شايد در ميان آن همه مربيان گوناگون كسي بود كه جسم و روح خود را به كامل‌ترين صورتي وقف كار خودخواسته‌اش كرد. منظورم رامون لول مايوركايي‌ است‌. همه‌ٴ محاسن و خطاهاي او از گرايش خارق‌العاده‌اش به روشن كردن ذهن پيروان خويش‌ ناشي مي‌شد. وي معلم و مبلّغ مادرزاد بود. بسياري از آثارش هدف تربيتي داشت‌، ولي سه‌تاي‌ آنها در خور ذكر ويژه‌اي است‌: كتاب شهسواران‌، آيين كودكان‌، كتاب تصورات اولي و ثانوي‌، احتمال دارد كه اصل اين كتاب‌ها به زبان كاتالونيايي نوشته شده باشد؛ اينك‌، هم به كاتالونيايي‌ و هم به لاتيني وجود دارند، و كتاب اولي به زبان‌هاي ديگري هم در دست است‌، چون از رواج‌ چشمگيري برخوردار گرديد.
2. اسلام‌. در مورد مدارس اسلامي چندان چيزي نيست كه قبلاً نگفته باشم‌، ولي يكي از مدرسه‌هاي اسپانيا مي‌تواند نظر ما را جلب كند، و اين نه به‌خاطر آن است كه نمونه بود بلكه‌ (برعكس‌) از آن جهت كه تصويري بسيار روشن است از آميزش فرهنگي در اسپانياي آن‌ روزگار.1 با حمايت آلفونسوي فرزانه‌، كه در آن هنگام‌، به فرمانروايي سرزمين تازه آزادشده‌ٴ مرسيه رسيده بود، مدرسه‌اي براي محمد رقوطي تأسيس شد. محمد، كه درباره‌ٴ او چندان چيزي‌ نمي‌دانيم‌، بايد معلم بزرگي بوده باشد. وي شاگردان سه قوم را به گرد خود جمع كرد، كه به چهار زبان ــ عربي‌، عبري‌، لاتيني‌، و اسپانيايي ــ سخن مي‌گفتند.
3. چين و مغولستان‌. چندان ضرورتي ندارد كه اقدامات وسيع قوبيلاي قاآن را در زمينه‌ٴ آموزش و پرورش تأكيد كنيم‌. از جهتي بايد هر كاري براي رعاياي مغولي او صورت مي‌گرفت‌، و او سخت‌ترين قسمت را بر عهده گرفت‌، يعني شروعش را. بي‌شك چنگيزخان و وزيرش يه ـ لو چئو ـ تسئاي كار زيادي كرده بودند، ولي آنان ظاهراً سعي كردند مغول را به زبان چيني تعليم‌ دهند، و طبعاً نتوانستند جز در مورد اقليت كوچكي توفيق يابند. قوبيلاي قاآن ضرورت آموزش‌ به زبان ملي و ايجاد ادبيات مغولي را دريافت‌.
در اين اثنا، مربي ديگري از نوعي رسمي‌تر، به نام وانگ بينگ ـ لين به آرامي دايرةالمعارف‌ جديد خود درياي يشم را تأليف مي‌كرد. رايج‌ترين كتاب درسي چين‌، به نام كلاسيك سه حرفي‌، بنا بر روايت‌ها به وي منسوب است‌.


1. ايسيس‌، ج 10، ص 67 ـ 68؛ ج 15، ص 183 ـ 187.